الشيخ محمد تقي بهجت
226
جامع المسائل ( فارسي )
3 - اقرار مستفاد از جواب اگر بگويد به كسى : « لي عليك الف » ، و نحو اين عبارت از سائر لغات ، پس مخاطب در جواب بگويد : « رددتُها » ، يا « اقبضتُها » ، يا « أبرأتَنى منها » ، اقرار به مدعى است ( چنانچه محكىّ از قطع اصحاب است در محكىّ « كفايه » ) و مجيب ، مدعىِ تحقّق برائت و اقباض و قضاء است . بخلاف آن كه بگويد : « خُذ ، ها » ، يا « زِن ، ها » ، يا « انقُدها » ، كه عرفاً اقرار ، صدق به آن نمىكند . و اگر بگويد : « نَعَم » ، يا « أجَل » ، يا « بلى » ، اقرار صادق است عرفاً . و همچنين اگر بگويد بعد از كلام متقدّم در دعوى : « أنا مقِرّ به » ، يا « أنا مُقِرّ بما ادّعيت » ، يا نحو اينها ، كه اقرار صادق مىشود . اما مثل : « اقِرّ به لك » ، پس محتمل است اخبار از اقرار مستقبل كه اعم از وقوع آن است در استقبال اگر چه عالم به وقوع مستقبل بوده است ؛ پس اقرار منجّز بودن ، موقوف به انسداد اين احتمال است به حسب قرائن حال و مقام . و دور نيست اقرار به سبب ، مثبِتِ سبب باشد و آن سببِ ثابت ، اثباتِ مسبب نمايد در صورتى كه اقرار به اقرار بنمايد ؛ و مثل آن اقرار به قيام بيّنه بر مالكيّت زيد آن چه را كه در يد مُقِرّ است [ مىباشد ] ؛ بخلاف اين كه بگويد : « لستُ منكِراً » ، كه اعم از اقرار است ، چنانچه شاهد [ آن ] است صحّت اين كه بگويد : « لا انكره و لا اقرّ به » ؛ و همچنين در صورت عدم اتّصال . و اگر در جواب « لي عليك كذا » بگويد : « أنا مُقِرّ » ، و اقتصار نمايد ، پس اقرار است اگر احتمال غير مطابقت با دعوى ضعيف و كالعدم است و لو به معونهء جواب بودن بدون احتمال ارادهء امور ديگر . اگر بگويد به مخاطب : اشتريتَ منّي يا استوهبتَ منّي ما فى يدك ، پس مخاطب بگويد : نعم ، اقرار است به شراء و به هبه ، و ملزَم به حكم مُقَرّ به مىباشد . اگر بگويد : « اشترِ منّي » ، يا « اتّهب ، منّي » ، پس گفت مخاطب : « نعم » ، اقرار به